دو نفر کاملاً متفاوت عبارت «همکاری در فروش» را در گوگل جست‌وجو می‌کنند. یکی صاحب فروشگاه است و می‌خواهد بداند چطور دیگران را وادار کند محصولش را بفروشند. دیگری دنبال راهی برای کسب درآمد از اینترنت است و می‌خواهد بداند خودش چطور وارد این کار شود.

این راهنما برای هر دو نوشته شده، ولی بخش اصلی‌اش مالِ نفر اول است — چون همان بخشی است که تقریباً هیچ متن فارسی‌ای درست توضیح نداده: راه‌اندازی یک برنامه‌ی همکاری در فروش که پول شما را نسوزاند. اگر دنبال کسب درآمد از این راه هستید، بخش «طرف بازاریاب» را در انتها بخوانید؛ صادقانه نوشته شده، بدون وعده‌ی درآمد در خواب.

همکاری در فروش (افیلیت مارکتینگ یا بازاریابی مشارکتی) قراردادی است که در آن شما فقط بابت نتیجه پول می‌دهید. یک نفر محصول شما را معرفی می‌کند، مشتری از طریق او می‌آید و خرید می‌کند، و شما درصدی از آن فروش را به او می‌دهید. اگر فروشی نباشد، هزینه‌ای هم نیست.

سه بازیگر دارد: فروشنده (شما)، بازاریاب یا ناشر (کسی که معرفی می‌کند)، و مشتری. و یک قطعه‌ی فنی که همه‌چیز به آن بند است: لینک یکتا. هر بازاریاب لینک یا کدی مخصوص خودش می‌گیرد، سیستم می‌فهمد مشتری از کدام لینک آمده، و فروش را به همان بازاریاب نسبت می‌دهد.

همین یک جمله‌ی آخر، تفاوت میان یک برنامه‌ی واقعی و یک وعده‌ی شفاهی است. اگر نتوانید بگویید «این سفارش از لینک چه کسی آمد»، برنامه‌ی همکاری در فروش ندارید؛ فقط چند نفر دارید که بابت پول با شما بحث می‌کنند.

مدلپول را بابت چه می‌دهیدمناسب چه کسی
پرداخت به‌ازای فروشدرصدی از هر سفارشِ انجام‌شدهتقریباً همه‌ی فروشگاه‌ها. رایج‌ترین و کم‌ریسک‌ترین
پرداخت به‌ازای سرنخهر فرم پرشده یا تماس واجد شرایطکالای گران و تصمیم‌طولانی: خودرو، تجهیزات، خدمات
پرداخت به‌ازای کلیکهر بازدیدکننده، خرید کند یا نکندخطرناک برای فروشگاه تازه‌کار — ریسک کاملاً روی شماست
پرداخت به‌ازای نمایشتعداد دفعات دیده‌شدن بنرعملاً تبلیغات است، نه همکاری در فروش
مبلغ ثابت دوره‌ایقرار دادن لینک برای مدت مشخصوقتی طرف مقابل مخاطب اثبات‌شده دارد و ریسک را نمی‌پذیرد

برای یک فروشگاه ایرانی که تازه شروع کرده، فقط مدل اول منطقی است. سه مدل بعدی ریسک را از بازاریاب به شما منتقل می‌کنند، و شما در ابتدای کار کمترین ظرفیت را برای جذب ریسک دارید. مدل پنجم هم فقط وقتی معنا دارد که طرف مقابل واقعاً مخاطب دارد و می‌توانید نتیجه‌اش را بسنجید.

اولین برنامه‌ی همکاری در فروش به معنای امروزی در ۱۹۸۹ راه افتاد: ویلیام توبین برای شرکتش، PC Flowers & Gifts، برنامه‌ای روی شبکه‌ی Prodigy ساخت و بابت هر فروش به Prodigy پورسانت داد. تا ۱۹۹۳ این برنامه سالانه بیش از شش میلیون دلار برای Prodigy درآمد می‌ساخت.

آمازون در ژوئیه‌ی ۱۹۹۶ برنامه‌ی Amazon Associates را راه انداخت. آمازون اولین نبود، ولی اولین کسی بود که این مدل را در دسترس همه گذاشت — هر کسی با یک وب‌سایت می‌توانست لینک بگذارد و پورسانت بگیرد. همین همه‌گیرشدن بود که افیلیت را از یک قرارداد خاص به یک صنعت تبدیل کرد.

این‌جا بیشترین اشتباه رخ می‌دهد. خیلی از فهرست‌های فارسیِ «بهترین افیلیت‌های ایران» پلتفرم‌هایی را کنار هم می‌گذارند که مدل کسب‌وکارشان اساساً یکی نیست. تفکیک درست:

پلتفرممدل واقعیافیلیت است؟
همکاری در فروش دیجی‌کالاپورسانت بابت فروش؛ حدود ۲ تا ۱۰ درصد بسته به دسته‌ی کالا، با سقف ۲۰۰ هزار تومان برای هر کالا. پنجره‌ی انتساب ۳۰ روز، تسویه ماهانه.بله
معرفی دوستان زرین‌پال۲۰ درصد از کارمزدهایی که کاربرانِ معرفی‌شده پرداخت می‌کنند، به‌صورت ماهانهبله (روی خدمت، نه کالا)
ترب و ایمالزمقایسه‌گر قیمت. فروشنده به‌ازای هر کلیکِ یکتا پول می‌دهد، بدون هیچ پورسانتی روی فروش. تعرفه‌ی ترب پلکانی است و به نوع کالا و شدت رقابت بستگی دارد.نه — این CPC است
سایت‌های کش‌بکپورسانت می‌گیرند و بخشی از آن را به خودِ خریدار برمی‌گردانندبله، ولی با انگیزه‌ی متفاوت

چرا این تفکیک مهم است؟ چون جهت ریسک را عوض می‌کند. در افیلیت، اگر فروش نشود پولی نمی‌دهید. در ترب و ایمالز، بابت کلیک پول می‌دهید حتی اگر هیچ‌کس خرید نکند. هیچ‌کدام بد نیستند، ولی نمی‌شود با یک ذهنیت واحد سراغ هر دو رفت. جزئیات مدل کلیکی در ترب چیست و راهنمای اتصال به ترب و ایمالز آمده.

نکته

اگر هم‌زمان روی ترب هستید و برنامه‌ی همکاری در فروش هم دارید، ممکن است برای یک مشتری دو بار پول بدهید: یک‌بار بابت کلیک در ترب و یک‌بار بابت پورسانت افیلیت. پایین‌تر در بخش «تعارض انتساب» راهش را می‌گویم.

تا این‌جا درباره‌ی پیوستن به برنامه‌ی دیگران بود. حالا برویم سر بخش اصلی: خودتان می‌خواهید برنامه داشته باشید. شفاف باشم — ما در ادزو فروشگاه اینترنتی می‌سازیم و همین سیستم همکاری در فروش یکی از امکاناتی است که پیاده می‌کنیم. پس در این بخش منفعت داریم. به همین دلیل سعی کردم چیزی بنویسم که به‌ضرر فروش کوتاه‌مدت ما هم باشد: بخش اقتصاد پورسانت نشان می‌دهد این برنامه برای بعضی فروشگاه‌ها زود است.

اشتباه رایج این است که پورسانت را درصدی از فروش می‌بندند، در حالی که پول از حاشیه‌ی سود بیرون می‌آید. فرض‌های صریح:

یعنی پیش از پورسانت، حدود ۲۲۰ هزار تومان سود دارید. حالا ببینید پورسانت چه سهمی از همین ۲۲۰ هزار می‌برد:

پورسانت (درصدی از فروش)مبلغ پورسانتسهم از سودسود باقی‌مانده
۳ درصد۲۴ هزار۱۱٪۱۹۶ هزار
۵ درصد۴۰ هزار۱۸٪۱۸۰ هزار
۱۰ درصد۸۰ هزار۳۶٪۱۴۰ هزار
۱۵ درصد۱۲۰ هزار۵۵٪۱۰۰ هزار
۲۰ درصد۱۶۰ هزار۷۳٪۶۰ هزار

«۱۰ درصد» روی کاغذ عدد کوچکی به نظر می‌رسد. در واقعیت بیش از یک‌سوم سود شما را می‌برد.

و اگر ارسال رایگان هم می‌دهید، ماجرا جدی‌تر می‌شود. با هزینه‌ی ارسال حدود ۱۱۵ هزار تومان، سود پیش از پورسانت از ۲۲۰ به حدود ۱۰۵ هزار تومان می‌افتد. آن‌وقت:

حواستان باشد

ترکیب «ارسال رایگان + پورسانت درصدی از فروش» شایع‌ترین راهی است که یک برنامه‌ی همکاری در فروش، فروش را بالا می‌برد و سود را صفر می‌کند. اگر فقط یک نکته از این مقاله برمی‌دارید، همین باشد.

راه‌حل ساده: پورسانت را درصدی از سود ببندید، نه از فروش. مثلاً «۲۰ درصد از سودِ پیش از پورسانت» روی همین سبد می‌شود ۴۴ هزار تومان (۲۰ درصد از ۲۲۰ هزار) — که معادل ۵٫۵ درصد از فروش است، ولی برخلاف درصدِ ثابت روی فروش، در کالای کم‌حاشیه خودش را پایین می‌آورد و سفارش را زیان‌ده نمی‌کند. اگر حاشیه‌ی دسته‌های مختلفتان یکسان نیست (که معمولاً نیست)، این تنها روش سالم است. برای بستن حاشیه‌ی هر دسته، راهنمای قیمت‌گذاری محصول نقطه‌ی شروع است.

می‌خواهید ببینید با حاشیه‌ی سود واقعی کسب‌وکارتان، چه درصدی از پورسانت منطقی است؟ با هم حساب کنیم.برآورد هزینه و زمان را در یک تماس کوتاه می‌گیرید.

خریدار آنلاین در ایران هفت روز کاری حق انصراف دارد (ماده ۳۷ قانون تجارت الکترونیکی). یعنی سفارشی که امروز ثبت شده، تا دو هفته‌ی بعد ممکن است مرجوع شود. اگر پورسانتش را همان روز پرداخت کرده باشید، باید پول را از بازاریاب پس بگیرید — کاری که هم سخت است و هم رابطه را خراب می‌کند.

پس دوره‌ی نگه‌داشت بگذارید: پورسانت ثبت می‌شود، ولی وضعیتش «در انتظار» است تا مهلت انصراف بگذرد و کالا تحویل قطعی شود. همین منطق است که باعث می‌شود برنامه‌های بزرگ (از جمله دیجی‌کالا) ماهانه تسویه کنند، نه روزانه. جزئیات حقوقی در قوانین فروش اینترنتی و حقوق مصرف‌کننده.

سه حالتی که در آن‌ها بابت مشتریِ یکسان دو بار هزینه می‌کنید:

  1. کلیکِ کانال دیگر + پورسانت افیلیت. مشتری از ترب می‌آید (شما بابت کلیک پول دادید)، بعد سایت را ترک می‌کند و روز بعد از لینک یک بازاریاب برمی‌گردد و می‌خرد. پورسانت هم می‌دهید. راه‌حل: قاعده‌ی انتساب را روشن بنویسید و در گزارش‌گیری هر دو کانال را با هم ببینید، نه جدا. راهنمای گوگل آنالیتیکس.
  2. سایت‌های کد تخفیف. مشتری تصمیمش را گرفته، در لحظه‌ی پرداخت می‌رود دنبال کد تخفیف، از سایت کوپن یک کد پیدا می‌کند و برمی‌گردد. آن سایت هیچ مشتری‌ای برای شما نیاورده، ولی آخرین کلیک مالِ او است و پورسانت می‌گیرد. راه‌حل: یا حذفشان کنید یا پورسانت پله‌ی پایین‌تری بدهید.
  3. تبلیغ روی نام برند خودتان. بازاریابی که روی نام فروشگاه شما تبلیغ می‌خرد، ترافیکی را می‌گیرد که از قبل مالِ شما بود. در قواعد برنامه صریحاً ممنوع کنید.

پورسانتی که پرداخت می‌کنید هزینه‌ی قابل‌قبول کسب‌وکار است، به شرطی که مستند باشد: قرارداد، گزارش سیستم و سند پرداخت. اگر بازاریاب‌ها اشخاص حقیقی‌اند، تکلیف کسر و ارسال مالیات را با حسابدارتان روشن کنید — این جزئیات به نوع قرارداد بستگی دارد و توصیه‌ی عمومی برایش نمی‌شود داد. راهنمای مالیات فروشگاه اینترنتی تصویر کلی را می‌دهد.

صادقانه: این برنامه برای همه در همه‌ی مراحل مناسب نیست. اگر یکی از این‌ها درست است، فعلاً صبر کنید:

این بخش را کوتاه و بدون اغراق می‌نویسم، چون اغراق در این موضوع زیاد است.

همکاری در فروش سرمایه‌ی اولیه لازم ندارد، ولی مخاطب لازم دارد — و مخاطب همان چیزی است که ساختنش زمان می‌برد. بدون مخاطب، لینک افیلیت فقط یک آدرس است که کسی رویش کلیک نمی‌کند.

یک حساب سرانگشتی با پورسانت واقعی: فرض کنید محصولاتی با میانگین سبد ۵۰۰ هزار تومان و پورسانت میانگین ۵ درصد معرفی می‌کنید. هر فروش ۲۵ هزار تومان برای شما دارد. برای رسیدن به ماهی ۱۰ میلیون تومان، به ۴۰۰ فروش در ماه نیاز دارید. با نرخ تبدیل خوش‌بینانه‌ی ۲ درصد، یعنی ۲۰ هزار بازدید هدفمند در ماه. این رقم دست‌یافتنی است، ولی «درآمد در خواب» نیست؛ نتیجه‌ی ساختن یک کانال محتوایی جدی است.

سه نکته‌ی عملی که بیشترین تفاوت را می‌سازند:

و یک هشدار: اگر همین مسیر را جدی می‌گیرید، در بلندمدت ساختن فروشگاه خودتان اقتصاد بهتری دارد. در افیلیت شما دارید دارایی و مشتری برای شخص دیگری می‌سازید. مقایسه‌ی این دو مسیر در فروش در دیجی‌کالا یا سایت خودم آمده.

  1. حاشیه‌ی سود ناخالص هر دسته‌ی کالا را حساب کنید.
  2. پورسانت را درصدی از سودِ هر سفارش تعیین کنید، نه از مبلغ فروش.
  3. سیاست ارسال را با پورسانت هم‌زمان ببینید، نه جدا.
  4. پنجره‌ی انتساب را انتخاب و اعلام کنید.
  5. دوره‌ی نگه‌داشت را بر مبنای مهلت انصراف و زمان تحویل ببندید.
  6. قواعد برنامه را بنویسید: ممنوعیت تبلیغ روی نام برند، ممنوعیت خودارجاعی، وضعیت سایت‌های کوپن.
  7. پنل بازاریاب با آمار شفاف راه بیندازید.
  8. قاعده‌ی انتساب میان کانال‌ها را روشن کنید تا دو بار پول ندهید.
  9. مستندسازی مالی و تکلیف مالیاتی را با حسابدار روشن کنید.
  10. با پنج بازاریاب شروع کنید، سه ماه بسنجید، بعد باز کنید.

همکاری در فروش یکی از کم‌ریسک‌ترین کانال‌های فروش است، چون فقط بابت نتیجه پول می‌دهید. ولی «کم‌ریسک» با «بی‌خطر» یکی نیست: اگر درصد پورسانت را روی فروش ببندید و هم‌زمان ارسال رایگان بدهید، فروشتان بالا می‌رود و سودتان پایین می‌آید — و ماه‌ها طول می‌کشد تا متوجه شوید.

سه کاری که همین امروز می‌شود کرد: حاشیه‌ی هر دسته را حساب کنید، پورسانت را روی سود ببندید نه فروش، و دوره‌ی نگه‌داشت بگذارید. این سه تصمیم پیش از هر کار فنی، تفاوت بین برنامه‌ای که سود می‌سازد و برنامه‌ای که سود را می‌خورد را تعیین می‌کنند.

و اگر تازه در حال ساختن فروشگاه هستید، مسیر کامل در راهنمای راه‌اندازی فروشگاه اینترنتی است؛ برای بودجه‌بندی سرمایه‌ی لازم، برای کانال‌های رشد دیجیتال مارکتینگ فروشگاه و بازاریابی محتوایی، و برای نگه‌داشتن مشتریانی که این بازاریاب‌ها می‌آورند باشگاه مشتریان.

برای پروژه‌ی خودتان مشاوره بگیریدشماره‌تان را بگذارید؛ در اولین فرصت تماس می‌گیریم. اول مشورت، بعد تصمیم.

درخواست‌تان ثبت شد ✅ به‌زودی با شما تماس می‌گیریم.