«موبایل مهم است، دکمهها را بزرگ کنید» را همه شنیدهاند و تقریباً هیچکس با آن کاری نمیکند — چون نه میگوید وضعیتِ فعلیِ من چقدر بد است، نه میگوید درست کردنش چقدر میارزد.
این راهنما از عددی شروع میکند که هر دو را جواب میدهد، و بعد به آزمونهایی میرسد که خودتان در چند دقیقه میتوانید اجرا کنید — بهعلاوهی چند نقطهی خاصِ کاربرِ ایرانی که در راهنماهای ترجمهای پیدا نمیشود.
مطالبی که در ادامه می خوانید:
عددی که ارزشِ کارِ موبایل را میسنجد: شکافِ نرخِ تبدیل
در تقریباً هر فروشگاهی، نرخِ تبدیلِ موبایل از دسکتاپ کمتر است. و اندازهی همین اختلاف، مفیدترین عددِ کلِ این موضوع است — چون شکافِ بین این دو، سقفِ بازدهِ کارِ موبایلِ شماست.
دو عدد را از آمارِ سایتِ خودتان بگیرید و کنارِ هم بگذارید: نرخِ تبدیلِ کاربرانِ موبایل، و نرخِ تبدیلِ کاربرانِ دسکتاپ. بعد ارزشِ ریالیاش را حساب کنید: تعدادِ بازدیدکنندهی موبایل × اندازهی شکاف × متوسطِ ارزشِ سفارش. عددی که درمیآید، فروشی است که روی میز مانده — و همان عدد تصمیم میگیرد که کارِ موبایل برای شما اولویتِ اول است یا مسئلهی پنجم.
و توجه کنید که هیچ آمارِ ملی و هیچ «میانگینِ بازار» جای این دو عدد را نمیگیرد. ترکیبِ رفتارِ کاربر در یک فروشگاهِ لوازمِ یدکی با یک فروشگاهِ پوشاک کاملاً متفاوت است؛ چیزی که برای تصمیمِ شما اهمیت دارد آمارِ خودتان است.
یک نکتهی مهم که جلوی هدفِ اشتباه را میگیرد: کمی شکاف طبیعی است و هرگز صفر نمیشود. موبایل بیشتر برای گشتن و مقایسه استفاده میشود و دسکتاپ بیشتر برای خریدِ نهایی؛ ضمناً بخشی از سفرها روی یک دستگاه شروع و روی دستگاهِ دیگری تمام میشوند و آنالیتیکس آن سفارش را به دستگاهِ دوم نسبت میدهد. پس هدف کوچک کردنِ شکاف است، نه صفر کردنش — وگرنه دنبالِ عددی میروید که وجود ندارد.
«ریسپانسیو» کافی نیست: شش آزمونی که خودتان میتوانید اجرا کنید
ریسپانسیو یعنی سایت روی موبایل خراب نمیشود. موبایلمحور یعنی تجربه از ابتدا برای موبایل طراحی شده. تفاوتشان با حرف مشخص نمیشود، با این شش آزمون مشخص میشود:
- ۱. آزمونِ یکشست. گوشی را با یک دست بگیرید و فقط با شست، از صفحهی محصول تا پرداخت بروید. هر جا که مجبور شدید دستِ دوم را بیاورید یا زوم کنید، یک نقصِ ثبتشده است. این تنها آزمونی است که همهی بقیه را در خودش دارد.
- ۲. ناحیهی دسترسِ شست. بالای صفحه سختترین ناحیه برای شست است. اگر دکمهی «افزودن به سبد» فقط آن بالا باشد و با اسکرول از دید برود، عملاً پنهان است — دکمهی خرید باید در دسترسِ پایینِ صفحه هم باشد.
- ۳. اندازه و فاصلهی هدفهای لمسی. دو دکمهی نزدیکتر از پهنای یک انگشت، اشتباه لمس میشوند. سختترین موردش را آزمون کنید: در سبدِ خرید با شست تعدادِ یک کالا را کم کنید. اگر بهجای کاهش، حذف شد، مشکل پیدا شد.
- ۴. آزمون روی دیتای واقعی، نه وایفای. این پرششدهترین آزمونِ ممکن است: وایفای را خاموش کنید و روی اینترنتِ موبایل صفحه را باز کنید، ترجیحاً جایی که آنتن کامل نیست. تجربهای که اینجا میبینید، تجربهی واقعیِ بخشِ بزرگی از مشتریانتان است.
- ۵. نوعِ کیبوردِ هر فیلد. فیلدِ شمارهی موبایل باید کیبوردِ عددی بیاورد و فیلدِ ایمیل کیبوردِ ایمیل. اگر کاربر برای نوشتنِ شماره مجبور شود کیبورد را عوض کند، شما یک مانعِ کوچک ولی تکرارشونده ساختهاید.
- ۶. جمعِ ارتفاعِ نوارهای چسبنده. هدرِ چسبان، نوارِ پایین، پیامِ کوکی و حبابِ چت روی هم میتوانند نصفِ صفحهی گوشی را بگیرند. یک اسکرینشات از صفحهی محصول روی گوشی بگیرید و نگاه کنید چقدرش محتواست.
نتیجهی این شش آزمون را در فهرستی بنویسید و بهترتیبِ نزدیکی به دکمهی پرداخت درست کنید — چون هر مانعی که به لحظهی پرداخت نزدیکتر باشد گرانتر است. همین منطق در کاهشِ سبدِ خریدِ رهاشده باز شده و ساختارِ خودِ صفحه در ۹ عنصرِ صفحهی محصول.
پنج نقطهی خاصِ کاربرِ ایرانی
این بخش را در راهنماهای ترجمهای پیدا نمیکنید، و در عمل هر پنج مورد فروشِ واقعی از دست میدهند:
- ارقامِ فارسی در فرم. کاربرِ ایرانی با کیبوردِ فارسی شمارهاش را با ارقامِ فارسی مینویسد. اگر فرم فقط ارقامِ انگلیسی را بپذیرد، پیامِ «شماره نامعتبر است» میگیرد و اغلب فکر میکند سایت خراب است. فرم باید هر دو را بپذیرد و در پشتِ صحنه تبدیل کند — همین برای کدپستی هم صادق است.
- نرمالسازیِ جستوجوی فارسی. «ی» فارسی در برابر «ي» عربی، «ک» در برابر «ك»، و نیمفاصله. اگر جستوجوی سایت اینها را یکسان نبیند، کاربری که نامِ محصول را درست نوشته «نتیجهای یافت نشد» میگیرد. این یکی از بیسروصداترین قاتلهای فروش است، چون هیچ خطایی در لاگ ثبت نمیشود.
- ورودِ کدِ پیامکی. کاربر برای خواندنِ کد باید از مرورگر بیرون برود و برگردد. دو چیز باید کار کند: فیلد باید چسباندن را قبول کند، و برگشتن به صفحه نباید مقدارِ بقیهی فرم را پاک کند. اگر پاک شود، بخشی از کاربران دوباره تلاش نمیکنند.
- بازگشت از درگاهِ پرداخت. روی موبایل احتمالِ اینکه مرورگر تبِ قبلی را درست بازیابی نکند بیشتر است. سبد و وضعیتِ سفارش باید بعد از بازگشت — یا حتی بستنِ مرورگر — سالم بماند، وگرنه مشتریِ پرداختکرده سرگردان میشود و این بدترین لحظهی ممکن برای سرگردانی است.
- تماس و واتساپ با یک لمس. شماره باید قابلِ لمس باشد و در فرمتِ درست، تا با یک ضربه تماس برقرار شود. برای بخشی از خریداران، «میتوانم زنگ بزنم» شرطِ خرید است نه یک امکانِ اضافه.
چه چیزی را حذف کنید، نه کوچک
تفاوتِ عملیِ ریسپانسیو با موبایلمحور در یک جمله: ریسپانسیو کوچک میکند، موبایلمحور انتخاب میکند. پنج نمونهی مشخص:
| عنصر | کارِ ریسپانسیو | کارِ موبایلمحور |
|---|---|---|
| اسلایدرِ بنر | همان چند اسلاید، کوچکتر | یک تصویرِ ثابت یا هیچ — اسلایدر روی موبایل هم کند است و هم رد میشود |
| فیلترِ ستونِ کنار | ستون فشرده میشود و بیاستفاده میماند | یک دکمهی «فیلتر» که پنلِ تمامصفحه باز میکند |
| جدولِ مشخصاتِ فنی | جدول بهصورتِ افقی اسکرول میخورد | تبدیل به فهرستِ «عنوان: مقدار» — قابلِ خواندن بدونِ اسکرولِ افقی |
| محصولاتِ مرتبط | همان تعداد در چند ردیف | تعدادِ کمتر، افقی و قابلِ کشیدن |
| پاپآپِ خبرنامه | پاپآپ کوچک میشود ولی هنوز صفحه را میگیرد | روی موبایل حذف یا تبدیل به نوارِ باریکِ پایین |
سرعت روی دیتای موبایل، مسئلهی جداگانهای است
عکسِ سنگین روی وایفای مشکلی نشان نمیدهد و روی دیتا صفحه را زمین میزند — به همین دلیل سرعت روی موبایل نه یک نسخهی ضعیفترِ سرعتِ دسکتاپ است، بلکه شرطِ اصلیِ دیدهشدنِ صفحه است. ضمناً گوگل ارزیابیاش را بر مبنای نسخهی موبایل انجام میدهد، پس این موضوع هم به فروش وصل است و هم به رتبه (سئوی فروشگاه).
مکانیزمِ کند شدن، ابزارهای سنجش و کارهای مشخصِ افزایشِ سرعت موضوعِ مستقلِ خودش است و در سرعت سایت فروشگاهی با جزئیات آمده. تنها چیزی که اینجا اضافه میکنیم همان آزمونِ چهارم است: سنجش را روی دیتای واقعی انجام دهید، نه روی وایفای دفتر.
تلهی «پس اپ بسازیم»
شایعترین واکنشِ اشتباه به تجربهی موبایلِ بد این است: «سایتمان روی موبایل خوب نیست، پس اپ بسازیم.» این تصمیم مسئله را حل نمیکند و یک مسئلهی تازه اضافه میکند.
دلیلش ساده است: اپ باید اول نصب شود. شما در حالی که نمیتوانید کاربری را که همین حالا روی صفحهی محصول ایستاده به خرید برسانید، از او میخواهید یک قدمِ سختتر بردارد و چیزی روی گوشیاش نصب کند. و کاربرِ تازهای که سالی یکبار از شما میخرد این کار را نمیکند.
ترتیبِ درست این است: اول شکافِ نرخِ تبدیلِ موبایل را کوچک کنید، بعد اگر مشتریِ بازگشتی دارید سراغِ اپ بروید — آزمونِ تصمیمش در اپ لازم دارم یا سایت کافی است و انتخابِ پلتفرم و مسیرِ توزیعش در اندروید، iOS یا PWA. جای این کار در میانِ بقیهی اهرمهای فروش هم در ۱۵ راه افزایش فروش مشخص شده.
جمعبندی
سه چیز را ببرید. اول: بهجای آمارِ عمومی، شکافِ نرخِ تبدیلِ موبایل و دسکتاپِ خودتان را حساب کنید و ارزشِ ریالیاش را دربیاورید؛ همان عدد اولویتِ این کار را تعیین میکند. و انتظار نداشته باشید شکاف صفر شود. دوم: «ریسپانسیو یا موبایلمحور» را با شش آزمون بسنجید، و مهمترینش آزمونِ یکشست و آزمون روی دیتای واقعی است. سوم: ریسپانسیو کوچک میکند، موبایلمحور انتخاب میکند — بعضی عناصر باید روی موبایل حذف شوند نه کوچک.
و اگر میخواهید این کارها از روز اول در ساختِ فروشگاه لحاظ شده باشد: طراحی سایت فروشگاهی و تعرفهها.
مکانیزمِ سهطرفهی خریدِ اقساطی و اینکه چرخهی تسویه چه اثری بر نقدینگی دارد در خرید اقساطی آنلاین چیست و چطور کار میکند آمده.
نظرات
0 نظرهنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که دیدگاهش را مینویسد.
دیدگاه خود را بنویسید