این سؤال معمولاً درباره‌ی ظاهر و امکانات پرسیده می‌شود، در حالی که تصمیمِ واقعی جای دیگری است: چند دامنه داشته باشیم و زیرمجموعه‌ها کجا بنشینند؟ این یک تصمیمِ معماری است، پیامدهای سئویی و هزینه‌ای چندساله دارد، و برگرداندنش گران است.

و یک نکته‌ی مقدماتی که بیشترِ پروژه‌های هلدینگ را از ریل خارج می‌کند: مخاطبِ سایت هلدینگ مشتری نیست. این را اول روشن کنیم، چون بقیه‌ی تصمیم‌ها از آن بیرون می‌آید.

سایت شرکتی برای مشتری ساخته می‌شود: می‌خواهد بفروشد یا سرنخ بگیرد. اصولش را در تفاوت سایت شرکتی، فروشگاهی و لندینگ آورده‌ایم.

سایت هلدینگ اما مخاطبِ دیگری دارد — و کاملاً هم متفاوت است:

حواستان باشد

نتیجه‌ی عملیِ این تفکیک: اگر سایت هلدینگ را برای فروش بسازید، چیزِ اشتباهی ساخته‌اید. فروش کارِ سایت‌های زیرمجموعه است؛ سایتِ چتر کارش ساختنِ اعتبار و پاسخ‌دادن به کسانی است که می‌خواهند بدانند شما چه کسی هستید و چقدر قابلِ اعتمادید.

این جدول همان تصمیمِ اصلی است. سه راه وجود دارد و هر کدام هزینه و فایده‌ی مشخصی دارد:

معمارییعنی چهفایدههزینه
تک‌دامنه یک دامنه، زیرمجموعه‌ها به‌صورت بخش‌های داخلی اعتبارِ دامنه یک‌جا جمع می‌شود · یک تیم، یک بودجه · معرفیِ متقابلِ خودکار برندهای زیرمجموعه هویتِ مستقلِ کمتری می‌گیرند
دامنه‌های جدا هر شرکت دامنه‌ی خودش، هلدینگ یک دامنه‌ی مستقل هر برند مستقل و آزاد · مناسبِ بازارهای کاملاً متفاوت · فروشِ یک زیرمجموعه ساده‌تر است اعتبار هر دامنه از صفر · کارِ محتوا و لینک در n برابر · n برابر هزینه‌ی نگهداری
ترکیبی سایتِ هلدینگ + دامنه‌ی جدا فقط برای زیرمجموعه‌هایی که واقعاً بازارِ دیگری دارند تعادلِ عملی؛ انتخابِ اکثرِ مجموعه‌های متوسط نیاز به قاعده‌ی روشن که چه چیزی کجا منتشر می‌شود

این بخش مهم‌ترین چیزی است که در تصمیم‌گیری از قلم می‌افتد. وقتی به‌جای یک دامنه پنج دامنه می‌سازید، پنج مسئله‌ی جدا درست کرده‌اید:

پس قاعده‌ی سرانگشتی: دامنه‌ی جدا فقط وقتی توجیه دارد که آن زیرمجموعه بازار، مخاطب و برنامه‌ی محتوایی واقعاً مستقلی داشته باشد — نه به این دلیل که «شرکتِ جداست». جدابودنِ حقوقی دلیلِ جدابودنِ دامنه نیست.

اگر تک‌دامنه را انتخاب کردید، سؤالِ بعدی این است که زیرمجموعه‌ها روی brand.example.com بنشینند یا example.com/brand.

موضعِ رسمیِ گوگل این است که هر دو قابلِ قبول است و تفاوتی در پردازششان نمی‌گذارد. ولی مشاهده‌ی عملیِ اکثرِ تیم‌ها این است که زیرپوشه اعتبار را ساده‌تر و مطمئن‌تر یک‌جا جمع می‌کند، و مواردی گزارش شده که انتقال از زیردامنه به زیرپوشه دیده‌شدن را بهتر کرده. مدیریتِ فنی‌اش هم ساده‌تر است: یک گواهی، یک پیکربندی، یک گزارش‌گیری.

توصیه‌ی متعادل: پیش‌فرض را زیرپوشه بگذارید؛ زیردامنه را برای وقتی نگه دارید که دلیلِ فنی یا سازمانیِ واقعی دارید (زیرساختِ کاملاً جدا، تیمِ مستقل، یا محصولی با ماهیتِ متفاوت).

فرض کنید گروهی دارید با سه زیرمجموعه: یک کارخانه‌ی تولیدِ قطعه که به صنعت می‌فروشد، یک شرکتِ بازرگانی که واردات و توزیع می‌کند، و یک فروشگاهِ خرده‌فروشی آنلاین. تصمیمِ درست چیست؟

نتیجه: دو دامنه، نه چهار. و منطقِ تصمیم هم قابلِ تکرار است — هر بار بپرسید «مخاطبِ این زیرمجموعه همان مخاطبِ گروه است یا نه؟»

ترتیبِ عملی برای مجموعه‌ای که نمی‌تواند همه را یک‌جا بسازد:

  1. سایتی که مستقیم درآمد می‌سازد — یعنی همان زیرمجموعه‌ای که فروش یا سرنخِ واقعی دارد. سایتِ چتر درآمد نمی‌سازد.
  2. سایتِ هلدینگ، در نسخه‌ی حداقلی — چهار صفحه بس است: ساختارِ گروه، درباره، مدیران، تماس. مخاطبِ سرمایه‌گذار و شریک به‌سرعت بعد از اولین جلسه سراغش می‌آید و «سایت نداریم» گران تمام می‌شود.
  3. بقیه‌ی زیرمجموعه‌ها به‌ترتیبِ سهمشان در درآمد.
  4. پرتالِ درون‌سازمانی، آخر از همه — چون مخاطبش کارمند است و کارمند تا آن‌موقع کارش را با ابزارهای فعلی انجام می‌دهد (تفاوتش با سایت).

حالا که مخاطب را می‌شناسیم، فهرستِ محتوا خودش درمی‌آید:

  1. ساختارِ گروه — چه شرکت‌هایی، در چه حوزه‌هایی، با چه نسبتی به هم. مهم‌ترین صفحه است.
  2. ابعادِ قابلِ استناد — سالِ تأسیس، تعدادِ کارکنان، حوزه‌های فعالیت، حضورِ جغرافیایی. عددِ واقعی، نه صفتِ تبلیغاتی.
  3. هیئت مدیره و مدیرانِ ارشد — برای مخاطبِ سرمایه‌گذار و شریک، این صفحه بیشتر از هر متنِ تبلیغاتی اعتبار می‌سازد.
  4. اخبار و اطلاعیه‌های رسمی — قراردادها، توسعه‌ها، انتصاب‌ها. این بخش است که خبرنگار و تحلیل‌گر را نگه می‌دارد.
  5. فرصت‌های شغلی — یکی از پرترافیک‌ترین بخش‌ها که اغلب دستِ آخر ساخته می‌شود.
  6. مسیرِ روشن به سایتِ هر زیرمجموعه — کسی که دنبالِ خرید است باید در یک کلیک به جای درست برسد.
  7. نسخه‌ی چندزبانه، اگر صادرات یا شریکِ خارجی دارید. اجباری نیست، ولی برای مخاطبِ بین‌المللی تعیین‌کننده است (جزئیات برای مجموعه‌های صادراتی).
  1. مخاطبِ اصلیِ این سایت چه کسی است؟ اگر مشتری است، سایت شرکتی بسازید — حتی اگر چند شرکت دارید.
  2. آیا زیرمجموعه‌ها بازار و مخاطبِ واقعاً متفاوتی دارند؟ اگر نه، یک دامنه با بخش‌های داخلی بهترین گزینه است.
  3. منابعِ محتوا و نگهداری برای چند سایت را دارید؟ جوابِ صادقانه به این سؤال، تعدادِ دامنه‌های شما را تعیین می‌کند — نه نمودارِ سازمانی.

بله، و مسیرِ رایج هم همین است: با یک سایت شرکتی شروع می‌شود و وقتی زیرمجموعه‌ها زیاد شدند، به ساختارِ گروهی می‌رسد. ولی یک شرط دارد که باید از روز اول رعایت شود: ساختارِ آدرس‌ها را طوری بچینید که افزودنِ بخشِ تازه آدرس‌های موجود را نشکند.

گران‌ترین حالت این است که سه سال محتوا تولید کنید و بعد مجبور شوید کلِ ساختارِ آدرس را عوض کنید. آن‌وقت به ریدایرکتِ انبوه و پذیرشِ افتِ موقت نیاز دارید. اگر مسیرِ رشد از ابتدا معلوم باشد، این هزینه صفر است. مسیرِ عملیِ سفارش‌دادنِ چنین پروژه‌ای در راهنمای سفارش نرم‌افزار و اپلیکیشن اختصاصی، و اگر بخشی از نیازتان نرم‌افزاری است در نرم‌افزار آماده یا اختصاصی.

سه چیز را ببرید. اول: مخاطبِ سایت هلدینگ مشتری نیست — سرمایه‌گذار، شریک، متقاضیِ کار و نهادِ ناظر است؛ پس اگر برای فروش می‌سازیدش، چیزِ اشتباهی می‌سازید. دوم: تصمیمِ واقعی «شرکتی یا هلدینگ» نیست، تعدادِ دامنه است؛ و دامنه‌ی جدا فقط وقتی توجیه دارد که بازار و برنامه‌ی محتواییِ مستقلی داشته باشد، نه به‌خاطرِ جدابودنِ حقوقی. سوم: اگر تک‌دامنه رفتید، پیش‌فرض را زیرپوشه بگذارید.

و یک سنجه‌ی ساده برای خودتان: اگر منابعِ محتوا و نگهداریِ یک سایت را به‌زور دارید، ساختنِ پنج سایت وضع را بهتر نمی‌کند. اثرِ سرعت و کیفیتِ فنی روی همه‌ی این سایت‌ها در سرعت سایت و اصولِ هویتِ برند در برندسازی آمده.

برای بررسیِ ساختارِ مجموعه‌ی خودتان، صفحه‌ی راهکار سازمانی مسیرِ کار را توضیح می‌دهد.

ساختارِ مجموعه‌تان را با هم مرور کنیم و ببینیم چند دامنه واقعاً لازم دارید.برآورد هزینه و زمان را در یک تماس کوتاه می‌گیرید.