نرم‌افزارِ اختصاصی قیمتِ فهرستی ندارد، ولی این به آن معنا نیست که برآوردش نامعلوم است. مسئله‌ی واقعی چیزِ دیگری است: برآوردهای نرم‌افزار به‌طورِ سیستماتیک کمتر از واقعیت درمی‌آیند — نه از بی‌دقتی، بلکه به دلیلِ مکانیزمی که در ادامه توضیح می‌دهیم. اگر آن مکانیزم را بشناسید، هم برآوردها را بهتر می‌خوانید و هم می‌دانید کجا باید سؤالِ بیشتری بپرسید.

این مقاله درباره‌ی نرم‌افزارِ سازمانی و وب است. اگر موضوعتان اپلیکیشنِ موبایل است، بازه‌ی بازار و روشِ برآوردِ سرانگشتی‌اش در هزینه‌ی ساخت اپلیکیشن موبایل آمده. و اگر هنوز به تصمیمِ «بخرم یا بسازم» نرسیده‌اید، از نرم‌افزار آماده یا اختصاصی شروع کنید.

وقتی می‌گویید «یک فرمِ ثبتِ سفارش می‌خواهم»، هر دو طرف تصویرِ روشنی دارند: یک فرم با چند فیلد و یک دکمه‌ی ذخیره. برآوردِ طبیعی‌اش یک روز است. حالا این چهار سؤال را بپرسید:

همان فرمِ یک‌روزه، با جوابِ این چهار سؤال، چهار تا پنج روز کار است. و نکته این است که هیچ‌کدامِ این سؤال‌ها در جلسه‌ی اول پرسیده نمی‌شود — چون در جلسه‌ی اول همه دارند به مسیرِ درست فکر می‌کنند، نه به مسیرهای خراب.

پس قاعده‌ی اصلی: آنچه برآورد می‌شود مسیرِ خوش‌بینانه است؛ آنچه وقت می‌گیرد حالت‌های حاشیه‌ای است. سه عاملِ دیگر هم همین اثر را دارند:

  1. داده‌ی موجود همیشه کثیف‌تر از تصور است. مهاجرت از اکسل یا سیستمِ قدیمی روی کاغذ یک کارِ ساده است؛ در عمل با نام‌های تکراری، فیلدهای خالی، تاریخ‌های بی‌قاعده و کدهای دستی روبه‌رو می‌شوید. پاک‌سازیِ داده اغلب از خودِ ساختِ سیستم بیشتر طول می‌کشد.
  2. در یکپارچه‌سازی، زمان دستِ شما نیست. اتصال به حسابداری، انبار یا سرویسِ بیرونی به مستنداتِ آن طرف، دسترسیِ آزمایشی و پاسخ‌گوییِ تیمِ آن‌ها وابسته است. یک اتصال می‌تواند دو روز یا دو ماه باشد و تفاوتش ربطی به تیمِ توسعه ندارد.
  3. تغییرِ نظر طبیعی است. تا چیزی را نبینید نمی‌دانید دقیقاً چه می‌خواهید. این عیب نیست، ولی اگر قرارداد جایی برای آن باز نگذاشته باشد، تبدیل به اختلاف می‌شود.

برای رسیدن به یک تصویرِ اولیه، این پنج قلم را بشمارید. برآوردِ حرفه‌ای هم در نهایت همین‌ها را می‌شمارد:

قلمیعنی چهاثرش روی هزینه
فرم‌های ورودی هر جایی که کاربر داده وارد می‌کند پایه‌ی حجمِ کار؛ ساده‌ترین قلم برای برآورد
گزارش‌ها هر خروجی، فهرست یا داشبورد ارزان به‌نظر می‌رسد و گران تمام می‌شود، چون فیلتر و مجوزِ دسترسی دارد
نقش‌های کاربری هر نقشی که چیزِ متفاوتی می‌بیند یا می‌تواند هر نقشِ تازه یعنی یک ماتریسِ دسترسیِ تازه برای آزمودن
تأییدیه و گردشِ کار هر جا کاری باید تأیید یا ارجاع شود گران‌ترین قلم — دلیلش پایین‌تر
اتصال‌ها هر سیستمِ دیگری که باید با آن حرف بزند پرریسک‌ترین قلم، چون زمانش دستِ شما نیست

چرا گردشِ کار گران‌ترین است؟ چون «مدیر تأیید می‌کند» یک حالت نیست، چند حالت است: رد کند چه شود، ارجاع بدهد به کی، در غیبتش جانشین کیست، آیا می‌شود به مرحله‌ی قبل برگشت، و اگر سندی بعد از تأیید عوض شد تأیید باطل می‌شود یا نه. هر تأییدیه در عمل یک زیرسیستمِ کوچک است. اگر بودجه‌تان محدود است، ساده‌ترین راهِ کم‌کردنِ هزینه کم‌کردنِ مراحلِ تأیید است — که اغلب فرایندِ سازمان را هم بهتر می‌کند (اصولِ اتوماسیونِ فرایند).

این بخش را کمتر کسی از دیدِ خریدار توضیح می‌دهد. سه مدلِ رایج وجود دارد و تفاوتشان در قیمت نیست، در جای ریسک است:

مدلریسک روی کیستعارضه‌اشکِی مناسب است
قیمتِ ثابت پیمانکار حاشیه‌ی ریسک در قیمت گنجانده می‌شود · هر تغییری «خارج از دامنه» می‌شود وقتی دامنه واقعاً روشن و کوچک است
زمان و مواد کارفرما سقفِ مشخصی ندارد · به اعتماد و پایشِ منظم نیاز دارد پروژه‌ی اکتشافی یا بلندمدت با اولویت‌های متغیر
فازبندی‌شده با سقف تقسیم‌شده نیاز به تعریفِ روشنِ خروجیِ هر فاز انتخابِ عملیِ اکثرِ پروژه‌ها

نکته‌ی مهم درباره‌ی قیمتِ ثابت: امنیتی که می‌دهد تا حدی ظاهری است. پیمانکاری که ریسک را می‌پذیرد، آن را در قیمت حساب می‌کند؛ و از آن مهم‌تر، انگیزه‌اش این می‌شود که دامنه را تنگ نگه دارد. نتیجه‌اش جلسه‌هایی است که در آن‌ها به‌جای حلِ مسئله، درباره‌ی «این در قرارداد بود یا نه» بحث می‌شود. فازبندی این مشکل را حل می‌کند، چون دامنه‌ی هر فاز کوچک و روشن است و تغییرِ نظر جای طبیعی‌ای برای نشستن دارد: فازِ بعد.

نکته

قبل از امضا یک سؤالِ ساده بپرسید — «چه چیزی در این قیمت نیست؟» جوابِ خوب به این سؤال، فهرستی روشن است. اگر جواب «هرچه بخواهید هست» بود، یعنی دامنه تعریف نشده و اختلاف را به آینده منتقل کرده‌اید.

در بودجه‌بندی، فقط مبلغِ قرارداد دیده می‌شود. ولی پروژه‌ی نرم‌افزاری از سمتِ سازمانِ شما هم زمان می‌خواهد و اگر این زمان دیده نشود، پروژه کند می‌شود:

و نتیجه‌ی عملی که از همه مهم‌تر است: پروژه‌ای که یک «مسئولِ داخلی» با زمانِ اختصاصی ندارد، دیر می‌شود — بی‌ربط به توانِ پیمانکار. چون تصمیم‌ها روی زمین می‌مانند و هر انتظار برای یک جواب، به تعویق در زنجیره تبدیل می‌شود.

در فهرستِ نیازهای اولیه‌ی هر پروژه، همیشه قابلیت‌هایی هست که بعد از راه‌اندازی هیچ‌وقت استفاده نمی‌شوند — گزارش‌هایی که کسی باز نمی‌کند و فرم‌هایی که خالی می‌مانند. این‌ها هم هزینه‌ی ساخت دارند هم برای همیشه هزینه‌ی نگهداری.

یک آزمونِ ساده برای هر قابلیت قبل از ورودش به فاز اول: بگویید چه کسی، چند بار در هفته، چه تصمیمی با آن می‌گیرد. اگر جوابش روشن نیست، آن قابلیت فاز دو است — نه حذف، فقط تعویق. این تنها راهِ کم‌کردنِ هزینه است که کیفیت را کم نمی‌کند.

نگهداریِ سالانه یک خطِ بودجه است، نه یک هزینه‌ی احتمالی. ولی تصورِ رایج از آن اشتباه است: تصور می‌شود نگهداری یعنی رفعِ اشکال. در عمل سهمِ بزرگش تغییرِ بیرونی است — الزاماتِ گزارش‌دهی و صورت‌حساب عوض می‌شود (الزامات قانونی)، ساختارِ سازمانی و فرایندها عوض می‌شوند، و سیستم باید با آن‌ها بماند.

به همین دلیل قراردادِ نگهداری را با این نگاه ببندید: نه «ضمانتِ رفعِ باگ»، بلکه ظرفیتِ تغییرِ سالانه. سازمانی که این را از ابتدا در بودجه دیده، دو سالِ بعد مجبور نمی‌شود بین «سیستمِ کهنه» و «پروژه‌ی تازه» انتخاب کند.

مسیرِ عملی، در سه قدم:

  1. پنج قلمِ بالا را خودتان بشمارید و روی کاغذ بیاورید. همین یک صفحه، کیفیتِ همه‌ی جلساتِ بعدی را عوض می‌کند.
  2. فازِ اول را کوچک ببندید — فقط چیزی که بدونِ آن سیستم بی‌فایده است. بقیه در فهرستِ فاز دو می‌ماند.
  3. برآوردِ مکتوب با فرضیات بگیرید. برآوردی که فقط یک عدد است، عدد نیست؛ باید بگوید چه چیزی داخل است، چه چیزی نیست، و بر چه فرضی بسته شده.

ترتیبِ عملیِ سفارش‌دادنِ چنین پروژه‌ای در راهنمای سفارش نرم‌افزار و اپلیکیشن اختصاصی آمده. اگر نیازتان یکی از سیستم‌های رایج است، مقاله‌ی اختصاصی‌اش نقطه‌ی شروعِ بهتری است: CRM، مدیریت انبار یا پرتال سازمانی. و برای مجموعه‌های چندشرکتی، تصمیمِ معماری در سایت شرکتی یا هلدینگ توضیح داده شده.

هزینه‌ی کار در ادزو چقدر است؟
  • سایت فروشگاهیاز ۱۲٫۹ میلیون تومان
  • سایت شرکتی / خدماتیاز ۸٫۹ میلیون تومان
  • سئو (ماهانه)از ۷٫۹ میلیون تومان
دیدن جزئیات پکیج‌ها

سه چیز را ببرید. اول: برآوردها به مسیرِ خوش‌بینانه نگاه می‌کنند و کارِ اصلی در حالت‌های حاشیه‌ای است؛ پس هر سؤالی که درباره‌ی «اگر خراب شد چه؟» بپرسید، برآورد را دقیق‌تر می‌کند. دوم: مدلِ قرارداد تعیین می‌کند ریسک کجا بنشیند؛ قیمتِ ثابت امنیتِ ظاهری می‌دهد و فازبندی انتخابِ عملی‌تری است. سوم: بخشی از هزینه در فاکتور نیست و وقتِ خودِ سازمان است؛ پروژه‌ای که مسئولِ داخلی ندارد دیر می‌شود.

و ارزان‌ترین تصمیمِ کلِ پروژه، تصمیمی است که قبل از شروع گرفته می‌شود: فازِ اول را کوچک نگه دارید.

فهرستِ فرم‌ها و گزارش‌ها و تأییدیه‌هایتان را با هم مرور کنیم و یک برآوردِ مکتوب با فرضیاتِ روشن بگیرید.برآورد هزینه و زمان را در یک تماس کوتاه می‌گیرید.