جوابِ «هزینه‌ی ساخت اپلیکیشن چقدر است؟» را معمولاً با یک جمله‌ی مبهم می‌دهند: «به نیازتان بستگی دارد». درست است، ولی به‌تنهایی بی‌فایده است. شما آمده‌اید عدد بگیرید تا بدانید این پروژه در بودجه‌ی شما جا می‌شود یا نه.

پس بگذارید ساختارِ درست را بدهیم: بازه‌ی واقعیِ بازار، روشی که خودتان با آن یک برآوردِ سرانگشتی بسازید، و هزینه‌های تکرارشونده‌ای که تقریباً هیچ‌کس در فاکتور اول نمی‌آورد. آخرش هم صادقانه می‌گوییم چرا برآوردهای بازار این‌قدر با هم فرق دارند.

در فهرست‌های قیمتی که شرکت‌های ایرانیِ توسعه‌ی اپ منتشر می‌کنند، بازه‌ها بزرگ‌اند. نمونه‌ای از فهرست‌های اعلام‌شده در مرداد ۱۴۰۵: اپلیکیشن اندروید بین حدود ۲۰۰ تا ۸۵۰ میلیون تومان بسته به زبان و فریم‌ورک، iOS در همان محدوده، و پکیج‌های ترکیبیِ «اپ + سایت» حدود ۴۷۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان.

اولین واکنش طبیعی این است: چطور یک کار می‌تواند هم ۲۰۰ میلیون باشد هم ۸۵۰ میلیون؟ چهار دلیلِ واقعی دارد:

حواستان باشد

به همین دلیل، مقایسه‌ی دو برآورد بدونِ مقایسه‌ی اسکوپشان بی‌معناست. اگر یک شرکت ۲۵۰ میلیون گفته و دیگری ۶۰۰ میلیون، احتمالاً دو چیزِ متفاوت را قیمت داده‌اند. اولین سؤالتان این باشد: «بک‌اند و پنل مدیریت داخل این عدد هست؟»

پیش از هر جلسه‌ای، خودتان می‌توانید بفهمید پروژه‌تان کوچک است یا بزرگ. سه چیز را بشمارید:

  1. تعداد صفحه‌های متمایز. نه تعدادِ دکمه‌ها؛ تعدادِ صفحه‌هایی که ظاهر و منطقِ متفاوتی دارند. ورود، فهرست، جزئیات، سبد، پرداخت، پروفایل، تاریخچه — هر کدام یک واحدِ کار است.
  2. تعداد نقش‌های کاربری. فقط «مشتری»، یا «مشتری + فروشنده + مدیر»؟ هر نقشِ تازه تقریباً یک اپِ کوچکِ دیگر است، چون هم صفحه‌ی خودش را دارد هم قواعدِ دسترسیِ خودش.
  3. تعداد اتصال‌های خارجی. درگاه پرداخت، پیامک، نقشه، اعلان، حسابداری، انبار، سامانه‌ی مالیاتی. هر اتصال کارِ توسعه و تست و مدیریتِ خطا دارد.

قاعده‌ی ساده: پروژه‌ای با ۶ صفحه، ۱ نقش و ۲ اتصال در پایین‌ترین بازه است. پروژه‌ای با ۲۵ صفحه، ۳ نقش و ۶ اتصال در بالاترین. اگر عددهای خودتان را قبل از جلسه بنویسید، برآوردِ طرفِ مقابل را هم می‌توانید بسنجید و هم بفهمید کدام بخشش قابلِ حذف است.

حالا که سه عدد را شمردید، این جدول نشان می‌دهد پروژه‌ی شما عملاً کدام رده است و معمولاً چه چیزی داخلش هست:

اندازهصفحه / نقش / اتصالمعمولاً شاملمعمولاً شامل نیست
کوچک تا ۸ / ۱ / ۱ تا ۲ معرفی، فهرست محتوا، فرم تماس یا درخواست، اعلان ساده پرداخت درون‌برنامه‌ای، پنل اختصاصی، چند نقش
متوسط ۸ تا ۲۰ / ۱ تا ۲ / ۳ تا ۴ حساب کاربری، سبد یا رزرو، درگاه پرداخت، پنل مدیریت، اعلان هدفمند معماری خارج از عرف، طراحی بصری از صفر
بزرگ ۲۰+ / ۳+ / ۵+ چند نقش با دسترسی تفکیک‌شده، اتصال به حسابداری و انبار، گزارش‌گیری، نسخه‌ی دو پلتفرم

کاربردِ عملیِ این جدول در جلسه‌ی مذاکره است: اگر خودتان را «متوسط» می‌بینید ولی برآوردی در رده‌ی «بزرگ» گرفته‌اید، بپرسید کدام قلم اضافه است. و برعکس — اگر پروژه‌تان واضحاً بزرگ است و برآوردِ رده‌ی کوچک گرفته‌اید، احتمالاً چیزی از قلم افتاده که بعداً به‌عنوان «خارج از قرارداد» برمی‌گردد.

دو اپ با تعداد صفحه‌ی برابر می‌توانند هزینه‌ی متفاوتی داشته باشند، چون منطقِ پشتشان فرق دارد. سه نمونه‌ی رایج:

این بخش را جدا آوردم چون کسی که فقط هزینه‌ی ساخت را حساب می‌کند، سالِ دوم غافلگیر می‌شود. اعدادِ قطعی:

قلممبلغدوره
حساب توسعه‌دهنده‌ی گوگل‌پلی۲۵ دلاریک‌باره، بدون تمدید
عضویت برنامه‌ی توسعه‌دهنده‌ی اپل۹۹ دلارسالانه
ثبت‌نام توسعه‌دهنده در کافه‌بازارحدود ۴۴۵ هزار تومانطبق تعرفه‌های اعلام‌شده ۱۴۰۵
میزبانی بک‌اند و پایگاه دادهبسته به ترافیکماهانه
پیامک و اعلانمصرفیماهانه
پشتیبانی و نگهداریدرصدی از هزینه‌ی ساختسالانه

دو نکته‌ی مهم درباره‌ی ردیفِ آخر و ردیفِ دوم:

نگهداری اختیاری نیست. سیستم‌عامل‌ها سالی یک بار نسخه‌ی جدید می‌دهند و اپی که به‌روز نشود، به‌مرور روی گوشی‌های تازه دچار مشکل می‌شود و از فروشگاه‌ها هم ممکن است حذف شود. در بازار نرم‌افزارِ سازمانیِ ایران، پشتیبانیِ سالانه معمولاً ۲۵ تا ۳۵ درصدِ هزینه‌ی اولیه گزارش می‌شود؛ برای اپ هم عددی در همین خانواده انتظار داشته باشید و قبل از قرارداد بپرسید. تعرفه‌های انتشار و فرایندش در راهنمای انتشار در کافه‌بازار و گوگل‌پلی.

عضویت توسعه‌دهنده‌ی اپل ۹۹ دلار در سال است، ولی مسئله‌ی واقعیِ کسب‌وکارِ ایرانی مبلغ نیست — پرداخت و پایداری است. تهیه و تمدیدِ این اشتراک از ایران دردسر دارد و انتشار در فروشگاهِ رسمیِ اپل برای کسب‌وکار ایرانی مسیرِ مطمئنی نیست.

نتیجه‌ی عملی برای بودجه‌بندی: اگر بخش کوچکی از مشتریانتان iOS دارند، ساختِ نسخه‌ی iOS از روز اول می‌تواند بزرگ‌ترین هزینه‌ی بی‌بازده‌ی پروژه باشد. مسیرِ رایج و کم‌ریسک‌تر: اندروید (کافه‌بازار و مایکت) + نسخه‌ی وب برای کاربرانِ iOS. مقایسه‌ی کاملِ پلتفرم‌ها در اندروید، iOS یا PWA.

این را با علم به این‌که ممکن است فروشِ اپ را از دست بدهیم می‌نویسیم: برای بخش بزرگی از کسب‌وکارها، وب‌اپِ نصب‌شدنی (PWA) هشتاد درصدِ فایده را با کسری از هزینه می‌دهد. روی گوشی نصب می‌شود، آیکون می‌گیرد، آفلاین کار می‌کند، و — مهم‌تر از همه — تأییدِ فروشگاه، حسابِ توسعه‌دهنده و انتشارِ نسخه ندارد.

PWA کجا کافی نیست؟ وقتی به قابلیت‌های عمیقِ گوشی نیاز دارید (اعلانِ قابل‌اتکا روی iOS، بلوتوث، کارکردِ سنگینِ آفلاین، دسترسیِ سطح‌پایین به سخت‌افزار) یا وقتی حضور در فروشگاهِ اپ خودش بخشی از اعتبارِ برندِ شماست.

و یک سؤالِ مقدم بر همه‌ی این‌ها: آیا اصلاً به اپ نیاز دارید یا سایت کافی است؟ جوابش در اپ فروشگاهی بسازم یا فقط سایت فروشگاهی — پیشنهاد می‌کنیم قبل از بودجه‌بندی آن را بخوانید.

سؤالِ منصفانه‌ای است و جوابِ صادقانه‌اش «ما ارزان‌تریم» نیست. دلیلش بازاستفاده است.

وقتی اپ روی پلتفرمی سوار می‌شود که بک‌اند، پنل مدیریت، اتصالِ درگاه پرداخت، مدیریتِ سفارش و کاربر در آن از قبل ساخته شده، هزینه‌ی پروژه فقط سمتِ اپ و قابلیت‌های اختصاصیِ شماست. برآوردی که از صفر شروع می‌کند، طبیعتاً باید همه‌ی آن لایه‌ها را دوباره بسازد و قیمتش هم همان را نشان می‌دهد.

و صادقانه بگوییم که در این مسیر چه چیزی نمی‌گیرید: یک زبانِ بصریِ کاملاً اختصاصی که از صفر طراحی شده، و معماریِ خارج از عرف. اگر پروژه‌ی شما یکی از این دو را لازم دارد، برآوردِ پایین به شما جواب نمی‌دهد و بهتر است سراغِ پروژه‌ی از-صفر بروید. تفکیکِ مشابه برای نرم‌افزار در هزینه‌ی ساخت نرم‌افزار اختصاصی آمده.

  1. عددِ قطعی بدونِ شنیدنِ نیازتان. کسی که در پنج دقیقه قیمتِ دقیق می‌دهد، یا کار را کوچک دیده یا بعداً «خارج از قرارداد» اضافه می‌کند.
  2. بک‌اند و پنل مشخص نیست داخل قیمت است یا نه. بیشترِ اختلافِ حساب‌ها از این‌جا شروع می‌شود.
  3. نگهداریِ بعد از تحویل در قرارداد نیامده.
  4. مالکیتِ کد روشن نیست. بپرسید بعد از تسویه، کدِ منبع و حساب‌های فروشگاه به نام چه کسی است.
  5. فهرستِ قابلیت‌ها کلی است. «پنل مدیریت» یعنی چه؟ فهرستِ صفحه‌به‌صفحه بخواهید — همان سه عددی که بالا شمردیم.

مؤثرترین کار، فازبندی است: نسخه‌ی اول را به کوچک‌ترین چیزی که کارِ اصلی را انجام می‌دهد محدود کنید. منتشر کنید، رفتار کاربرِ واقعی را ببینید، و بعد قابلیت اضافه کنید. دلیلش صرفاً صرفه‌جویی نیست: بخشی از قابلیت‌هایی که امروز «ضروری» به نظر می‌رسند، بعد از دیدنِ کاربرِ واقعی حذف می‌شوند. پول‌دادن برای ساختنِ چیزی که بعداً حذف می‌شود، گران‌ترین نوعِ هزینه است.

سه صرفه‌جوییِ دیگر که کیفیت را کم نمی‌کنند: یک کدِ مشترک به‌جای دو تیمِ نیتیو؛ شروع با یک پلتفرم و افزودنِ بعدی؛ و استفاده از سیستمِ طراحیِ آماده به‌جای طراحیِ بصریِ از صفر. اگر بودجه‌ی کلِ کسب‌وکارتان را می‌چینید، سرمایه‌ی لازم و هزینه‌ی راه‌اندازی فروشگاه تصویر کامل‌تری می‌دهند.

سه چیز را از این مقاله ببرید. اول: بازه‌ی بازار بزرگ است چون کلمه‌ی «اپ» به دو چیزِ کاملاً متفاوت گفته می‌شود؛ همیشه بپرسید بک‌اند و پنل داخلِ عدد هست یا نه. دوم: قبل از هر جلسه‌ای سه عددِ خودتان را بشمارید — صفحه، نقشِ کاربری، اتصالِ خارجی — تا بتوانید برآوردها را بسنجید. سوم: هزینه‌ی سالِ دوم را از روز اول ببینید: ۹۹ دلارِ سالانه‌ی اپل، میزبانی، و نگهداری که در این بازار ۲۵ تا ۳۵ درصدِ ساخت گزارش می‌شود.

و اگر بعد از خواندنِ این‌ها به نتیجه رسیدید که فعلاً وب‌اپ برایتان کافی است، از نظر ما تصمیمِ درستی گرفته‌اید. برای برآوردِ اسکوپِ مشخصِ خودتان، صفحه‌ی طراحی اپلیکیشن موبایل جزئیات و مسیرِ کار را دارد.

سه عددتان را بنویسید — تعداد صفحه، نقش کاربری و اتصال خارجی — و با هم یک برآورد واقعی بسازیم.برآورد هزینه و زمان را در یک تماس کوتاه می‌گیرید.

اگر هنوز مطمئن نیستید اپ برای کسب‌وکارتان لازم است یا نه، آزمونِ تصمیم در اپ فروشگاهی لازم دارم یا سایت کافی است آمده.